تبلیغات
زنگ تفریح - مطالب عشق
 

 
هیچ!!!
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : سه شنبه 16 آبان 1396
تکرار واقعیت!!!
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : سه شنبه 16 آبان 1396
فرشته های زمینی
خیلی خوشحالم و به خود می بالم که دانش آموزانی دوست داشتنی و عزیز دارم در مدرسه علم و ادب.

این بار


آقای مهدیان


کلاس نهم


اینگونه به من لطف داشتند.


تصویر پروفایلشون با توضیح ایشان.




این هم تصویر این دانش آموز گل




زنده باشی مهدیان عزیز


::
:: مرتبط با: اخبار مدرسه علم و ادب , دوستان , خدمت , فرهنگی , فرشتگان , عشق , تلفن ثابت و همراه , اینترنت و كامپیوتر , پیام ها و سخنان زیبا , تصویر ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : پنجشنبه 27 مهر 1396
متنی تامل برانگیز آموزش زندگی

دوستان وهمکاران عزیز

سلام,

ما چهل سال است بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم ،

اما همه چیز بدتر شد. تصادفات رانندگی‌مان بیشتر شد،  ضایعات نان‌مان بیشتر شد،  آلودگی‌ هوای‌‌مان بیشتر شد،

شکاف طبقاتی مان بیشتر شد،

پرونده‌های اختلاس در دادگستری‌مان بیشتر شد،

تعداد زندانیان‌مان بیشتر شد

و مهاجرت نخبگانمان بیشتر شد.

پس دیگر دست از درس دادن صرف بردارید.

آموزش کودکان ما ساده است.

ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم, ما اکنون دچار کمبود مفرط انسانهای توانمند هستیم.

پس لطفا به کودکان ما فقط مهارت های زندگی کردن را یاد بدهید.

به آنها,گفت‌ و گو کردن ، تخیل ، خلاقیت ، مدارا، صبر ، گذشت، دوستی با طبیعت، داشتن توان عذرخواهی،

دوست داشتن حیوانات، لذت بردن از برگ درخت، دویدن و بازی کردن،  شاد بودن،از موسیقی لذت بردن،آواز خواندن،بوییدن گل،سکوت کردن،شنیدن و گوش دادن،اعتماد کردن،دوست داشتن،راست گفتن و راست بودن را بیاموزید.

باور کنید,

اگر بچه‌های ما ندانند که فلان سلسله پادشاهی کی آمد و کی رفت،

و ندانند که حاصل ضرب ۱۱۴ در ۱۱۴ چه می شود،

و ندانند که آیا با پای چپ وارد دستشویی شوند یا با پای راست،

هیچ چیزی از خلقت خداوند کم نمی شود؛

اما اگر آن‌ها زندگی کردن را,

و عشق ورزیدن و عزت نفس را

و تاب آوری  و عدم پرخاشگری را,تمرین نکنند، زندگی شان خالیِ خالی خواهد بود و بعد برای پر کردن جای این خالی‌ها، خیلی به خودشان و دیگران و طبیعت خسارت خواهند زد.

لطفاً برای بچه‌های ما,

شعر بخوانید،

به آنها موسیقی بیاموزید،

بگذارید با هم آواز بخوانند،

اجازه بدهید همه با هم فقط یک نقاشی بکشند تا همکاری را بیاموزند،

بگذارید وقتی خوابشان می آید بخوابند,

و وقتی مغزشان نمی کشد یاد نگیرند.

لطفاً بچگی را از کودکان ما نگیرید.

اجازه بدهید خودشان ایمان بیاورند،

فرصت ایمان آزادنه و آگاهانه را از آنان نگیرید،

زبان شان را برای نقد آزاد بگذارید،

آنان را از وحشت آنچه شما مقدس می‌پندارید, به لکنت زبان نیندازید.

بگذارید خودشان باشند و از اکنون نفاق را و ریا را در آنها نهادینه نکنید.

اکنون که شما و ما و فرزندان ما همگی اسیر یک نظام آموزشی فرسوده هستیم، دست کم هوای همدیگر را داشته باشیم،

نداشته‌ها و تنگناها و غم‌ها و عقده‌های خود را به کلاس‌ها نبریم.

شما را به خدا در کلاس‌های‌تان خدایی کنید نه ناخدایی.



::
:: مرتبط با: پیام ها و سخنان زیبا , خانواده , عشق , مراقبت , آمار , والدین , فرهنگی , دوستان , کودکانه , رسوم و آیین , درسی , تفریح ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : پنجشنبه 27 مهر 1396
از بریدن سر شهدا تا حرکت کاروان اسراء
 روز یازدهم محرم پس از دستور بریدن سرها، بر سر تقسیم آنها در بین سپاه جدال شد.

اینک با فرارسیدن روز غم آلود پس از عاشورا، گزارش خبرآنلاین را از وقایع مربوط به روز یازدهم را به نقل از منابع و تالیفات مستند عاشوراپژوهی می خوانید.

سپیده دم غم آلود کربلا در یازدهمین روز در حالی دمید که بوی خون در مشام فضا پیچیده بود و اجساد پاک شهیدان در گوشه گوشه ی خاک پراکنده. خیمه های نیم سوخته و غارت شده و زنان و کودکانی که خواب آرام نداشتند، آماده حوادث بعد می شدند و سپاه عمر سعد که آن شب را در خواب گذرانده بود، برخاستند.

امام سجاد(ع) در تب می سوخت و عمه اش زینب(س) پرستار او بود. زنان و کودکان با لباس های پاره پاره و بدن های تازیانه خورده و صورت نیلی از سیلی، منتظر اسرات بودند. گوش دخترکان در سرقت گوشواره ها پاره شده بود، پاها از تاول و زخم و خار سرشار بود و قلب ها اندوه خیز و آه ریز و چشم ها مهمان مداوم اشک ها.

بریدن سر شهدا
عمر سعد فرمان داد تا سرهای شهیدان را جدا کنند. برخی شهدا در همان صحنه نبرد سرشان از تن جدا شده بود. عبدالله بن عمیر کلبی، عمربن جناده، خلف فرزند موسم بن عوسجه، حبیب بن مظاهر اسدی، عثمان بن علی بن ابی طالب و جعفر بن علی بن ابی طالب (برادران حضرت عباس)، و امام حسین(ع) از جمله این شهدا بودند.

جز این هفت شهید، گزارشی از جداکردن سر دیگر شهیدان در روز عاشورا ذکر نشده است. سر چند شهید هم هم جدا نشد که از آن میان حربن یزید ریاحی، حسن بن حسن و جون بن حوی ذکر شده اند.

سه تن از مبارزان کربلا نیز، شش ماه تا یکسال بعد از کربلا بر اثر زخم ها در اسارت و زنجیر به شهادت رسیدند. جز این سه تن، دو فرزند حضرت مسلم، محمد و ابراهیم را نیز باید افزود که از کربلا گریختند و پس از دستگیری و زندان و رهایی توسط زندانبان، در راه رفتن به مدینه دستگیر شدند و کنار فرات به شهادت رسیدند.
پس از جداکردن سرها، عمر سعد دستور داد سرها میان قبائل تقسیم شود. گویا میزان شرکت قبائل در کربلا معیار سهم آنان می شد. بعد از آنان فرماندهان و لشکر آماده حرکت به کوفه شدند.

تعداد کشته شدگان سپاه عمر سعد
هیچ آمار مشخص و دقیقی از میزان کشته شدگان سپاه عمر سعد، از نخستین مرحله جنگ -تیرباران صبح عاشورا و عکس العمل یاران امام- در دست نیست. درباره آمار کشته شدگان سپاه دشمن در دومین مرحله و رزم یاران امام 268 تن حداقل و 449 تن حداکثر در نبرد تن به تن گزارش شده است.

با افزودن آمار کشته شدگان به دست بنی هاشم بر آمار قبلی، 1142 نفر و آمار حداکثری 1351 کشته خواهد بود. این آمار غیر از افرادی است که به دست امام حسین(ع) کشته شدند.

عشق ورزی به اباعبدالله و نوعی جبران شکست -در ذهن کسانی که کربلا را با کشته شدن امام و یارانش نوعی شکست می دانستند- باعث شده تا در کتب مختلف آمارهای اغراق گونه از جمله کشته شدن 45 هزار نفر از سپاه فقط به دست حضرت ابوالفضل و امام حسین، گزارش شود. بر این نیز باید افزود که گرایش به اسطوره و بهره گیری از عنصر تخیل در عرضه چنین آمارهایی بی تاثیر نیست.

در مجموع اگر ارقام بالای گزارش شده و اعداد مبهم را بر ارقام پیش گفته بیافزاییم، تعداد کشته شدگان دشمن از 2500 تن تجاوز نخواهد کرد.

ای نکته را هم باید افزود که در صحنه نبرد همه کشته شدگان با شمشیر و تیر نبوده اند، گاه در هجوم و گیر و دار نبرد سوارانی زیر دست و پای اسب ها بر اثر ازدحام کشته شده اند.

جدال بر سر تقسیم سرها
همان گونه که در غارت خیمه ها یا بر سر معلوم کردن قاتل هر شهید میان یاران عمر سعد کشمکش بود، در حمل سرها به کوفه نیز میان سپاهیان جدال رخ می داد. این جدال برای دریافت صله از عبیدالله زیاد، اثبات حضور در کربلا و گاه ریشه در عنادها و قساوت ها و انتقام ها داشت.

جدال وقتی به اوج می رسید که به سر بزرگانی چون حبیب، زهیر، بریر و مهم تر از آن سر بنی هاشم می رسیدند.
اختلاف تعداد سرها را از 72 تا 92 نوشته اند. به درستی نمی توان معلوم کرد که جز راس مبارک امام حسین(ع) که پیش تر به کوفه برده شد، دیگر سرها را همراه کاروان اسیران حمل کردند یا زودتر از آنان به کوفه ساندند.

ظهر و عصر روز یازدهم
در نیمروز روز یازدهم، عمر سعد آهنگ بازگشت به کوفه کرد. در این هنگام مجموعه ای از کودکان، زنان و امام سجاد(ع) آماده حرکت می شدند.

وضعیت کاروان اسیران بسیار دردناک و اندوه بار بود. حضرت زینب(س) جکع پراکنده را با سختی و دشواری گرد آورده بود. چشم ها همه به او بود و او پناهگاه و یاور این لحظه های بی پناهی و غربت و اسارت بود.

عبور از کنار قتلگاه
گزارش های تاریخی درباره گذار و بازماندگان کربلا از کنار گودال قتلگاه و زیارت پیکر به خون آغشته امام متفاوت است، گزارش ها گواه آن است که در لحظه های شهادت امام حسین(ع)، حضرت زینب شاهد صحنه بوده است و به گودال قتلگاه نزدیک شده است. اما در روز یازدهم و حرکت به سمت کوفه، چند قول وجود دارد.

الف- برخی گزارش ها نشان از آن دارد که عبور از کنار گودال قتلگاه، عمدی و برای آزار بیشتر روانی بازماندگان بوده است.

ب- در لهوف آمده است: آنگاه زنان را از خیمه بیرون آوردند و آن را آتش زدند. آنان سر و پای برهنه بیرون آمدند و به اسارت رفتند. در آن هنگام گفتند، شما را به خدا سوگند ما را از قتلگاه حسین(ع) عبور دهید. چون چشم زنان به پیگر شهیدان افتاد، ناله و شیون سردادند و بر گونه های سیلی نواختند.

شیوه به اسارت بردن اهل بیت
زنان که به گزارش «کامل بهایی» بیست تن بودند و کودکان و مردان را آماده حرکت کردند. اینکه اسیران را بر شتران کجاوه دار یا برهنه سوار کردند دو قول وجود دارد. قول نخست و مشهور آن است که اسیران را بر شترانی لنگ و بی روپوش قرار دادند. اما این که این قول از کربلا تا کوفه و دمشق را شامل می شود یا وضعیت کاروان را در حرکت از کوفه به شام، معلوم نیست.

به نظر می رسد تلاش عمر سعد بر آن بود که اسرا به گونه ای وارد کوفه شوند که هم توان و رمقی برایشان نمانده باشد تا بتوانند عکس العملی از خود نشان دهند و هم با تحقیرآمیزترین وضعیت درآیند تا پیروزی نظامی او شاخص تر و چشمگیرتر باشد.

آرامش و دلداری
در طول این راه، حضرت زینب، علی رغم همه رنج ها و داغ ها به دلداری و تسلی خاطر داغ دیدگان می پرداخت. مراقبت از کودکان و پرستاری از امام سجاد(ع) مهم ترین جلوه های این مهربانی و همدلی زینب در طول این راه توان فرساست.

ماندن کاروان اسیران کنار دروازه کوفه تا صبح روز دوازدهم
کاروان اسیران همراه با عمر سعد و جمعی از سپاهیانش فاصله دوازده فرسخی کربلا تا کوفه را از حدود ظهر تا شبانگاه طی کردند. لحظه ورود به شهر کوفه هوا تاریک شده بود و عمر سعد ناگزیر شد کنار دروازه کوفه درنگ کند و با استفاده از نگهبانان شب را بگذراند تا صبح هنگام اسیران را وارد کوفه کند و به دارالاماره ابن زیاد برساند.

به نظر می رسد در این هنگام عمر سعد پیکی را به کوفه اعزام و خبر را شبانگاه به عبیدالله بن زیاد رسانده باشد. قرائن نیز نشان می دهد که از صبح زود روز دوازدهم، شهر کوفه در محاصره و مراقبت شدید نیروها بوده است و جاسوسان، حرکات مشکوک را تحت نظر داشته اند و چند هزار نفر اوضاع را را بررسی می کردند و هیچ کس حق حمل سلاح یا خروج مسلحانه از خانه را نداشته است.

منبع: الف


::
:: مرتبط با: كربلا , بزرگان دینی , آمار , عشق , تاریخ , سیاسی , پیامبران و امامان , مذهبی ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : پنجشنبه 22 مهر 1395
دانلود مداحی زیبای یا اباعبداله الحسین از یونس حبیبی


برای دیدن متن مداحی به ادامه مطلب بروید.


:: ادامه مطلب
:: مرتبط با: كربلا , بزرگان دینی , عشق , تاریخ , پیامبران و امامان , مذهبی ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : دوشنبه 12 مهر 1395
هدیه باورنکردنی یک دختربچه به معلمش
یک دختر بچه کویتی پس از تمام کردن مهد کودک به معلمش یک مرسدس هدیه داد که روی آن نوشته شده بود:

 «این ماشین برای خانم معلم با فضیلت و خوبم».


گفته می شود، مادر این کودک فوت کرده و از آنجا که معلم با این کودک با مهربانی و مادرانه رفتار کرده است، پدرش تصمیم می گیرد، این هدیه را به معلم وی هدیه دهد.









::
:: مرتبط با: درسی , خودرو , فرهنگی , خبر , عجایب , عشق , خانواده , پیام ها و سخنان زیبا , تصویر ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : یکشنبه 30 خرداد 1395
عیدتون مبارک
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : یکشنبه 1 فروردین 1395
سال نو مبارک
به نام هستی بخش هستی


پروردگارا در این روزهای پایانی سال به خواب عزیزانم آرامش

به بیداریشان آسایش،به زندگیشان عافیت،به عشقشان ثبات،به مهرشان وفا

به عمرشان عزت،به رزقشان برکت،و به وجودشان صحت عطا بفرما

امین

.

.

.

یک عالمه عطر بید، تقدیم تو باد / تبریک بسی شدید، تقدیم تو باد

تنها دل و قلوه‎ایست دارایی ما / این هم، دم صبح عید، تقدیم تو باد

.

.

.

این آخرین پست وبلاگ در سال 1394 است. از اینکه چند روزی در خدمت دوستان نیستم احساس دلتنگی می کنم. 

برای دوستانم

آرزو دارم نوروزی که پیش رو دارید،آغاز روزایی باشد که آرزو دارید.

دوستان عزیز.
همکاران گرامی
دانش آموزان خوبم
و تمام کسانی که دوستتان دارم

می خواستم بگم
نوروز این رفاقت را نگهبانی می کند که باور کنیم قلبهایمان جای حضور دوستانمان هست.


دلم تنگ می شود
برای
دیدارتان
محبتتان
حضورتان
و عشقتان


سالی خوش را برایتان آرزو دارم.
همراه با سلامتی
سرافرازی
پیروزی
و....
هرچیز خوبی که تو این دنیا هست.


باز اندر کوچه بازار نگاه روزگار / بوی فصل سبزه می آید به بار

از برای بهترین آغاز چندی بیش نیست/  صبر باید کرد،تا که برگردد بهار


این گل هم تقدیم بهترین دوستانم




دوستتان دارم خیییییییییییلی
خییییییلی که می گم یعنی
خییییییییلیا.





::
:: مرتبط با: تصویر , طبیعت , پیام ها و سخنان زیبا , خانواده , عشق , آمار , فرهنگی , دوستان , رسوم و آیین ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : شنبه 29 اسفند 1394
هیچوقت
هیچ وقت با کسی بیشتر از جنبه اش

 رفاقت نکن درد دل نکن شوخی نکن


حرمتها شکسته می شود



هیچ وقت به کسی بیشتر از جنبه اش


خوبی نکن محبت نکن لطف نکن


تبدیل به وظیفه میشود



هیچ وقت از کسی بیشتر از جنبه اش


خوبی نخواه کمک نگیر انتظار نداشته باش


تبدیل به منت میشود



::
:: مرتبط با: رسوم و آیین , دوستان , فرهنگی , مراقبت , عشق , پیام ها و سخنان زیبا ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : چهارشنبه 19 اسفند 1394