زنگ تفریح
کاری از یاران خورشید
 
 
برای دانلود پاور پوینت درس هشتم روی تصویر زیر کلیک کنید.




نوع مطلب : درسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



برای دانلود درس هفتم روی تصویر زیر کلیک کنید.







نوع مطلب : درسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 اسفند 1393 :: نویسنده : خلیل زارعی
بالاخره در سال 1393 شاهد بارش برف و باران و تگرگ در نقاط مختلف کشور بودیم.
اما دیروز در شیراز بارش برف و باران مردم را خوشحال کرد. سرمای هوا هم در شب گذشته باعث شد تا آبهای سطحی در شهر شیراز یخ بزند. دیشب سرمای هوا به منفی 5 درجه رسید.
اما در استان بوشهر بارش باران و تگرگ و در بعضی مناطق برف جلوه ای از زیبایی های نعمت خداوندی را به رخ مردم کشید.
دانش آموز خوب قدیمی آقای فیصل راشدی عکسهای زیر را فرستاده که از ایشان تشکر می کنم.



 

 



اما یکی دیگر از دانش آموزان قدیمی که پنجشنبه گذشته در مراسم ازدواجش شرکت کردم ، این بارش را از منظری دیگر دیده است. این عکس را ایشان به عنوان هدیه فرستاده است.
خانم زینب عبدالهی از جزیره شمالی بندر گناوه
که اعتقاد دارد ازدواجشون قدمی خیر داشته است.
تبریک عرض می کنم خانم عبدالهی و متشکرم بابت ارسال عکس.





برای بزرگنمایی تصاویر روی آنها کلیک کنید.




نوع مطلب : خدا، خبر، طبیعت، تصویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 28 بهمن 1393 :: نویسنده : خلیل زارعی
اینم دو تا کلیپ به درخواست بعضی دوستان.


روزی زسر سنگ عقابی به هوا خواست


موش وگربه




نوع مطلب : طنز، اینترنت و كامپیوتر، حیوانات، پرندگان، ادبیات، درسی، کلیپ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 26 بهمن 1393 :: نویسنده : خلیل زارعی
تغییرات ظاهری افراد



این عکس مربوط می شود به خرداد 1369
سالی که معلم شدیم.

روزی که آخرین امتحان هم تمام شد.
ایستاده از چپ نفر چهارم خودم هستم و نفر پنجم آقای احمد ایمانی

و اما
یکسال دیگر ما دو تا بازنشسته می شویم.
ظاهر ما چه تغییراتی داشته است؟

ببینید

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
 

احمد ایمانی                خلیل زارعی




جناب ایمانی
نظرتون برای من جالبه!




نوع مطلب : دوستان، خدمت، فرهنگی، آمار، تاریخ، تصویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 26 بهمن 1393 :: نویسنده : خلیل زارعی
به اطلاع دانش آموزان عزیز و علاقمند به زیارت قبور شهدا می رسانم اینجانب روزهای دوشنبه عصر ساعت 5 در مزار شهدا شیراز واقع در دارالرحمه در خدمت عزیزان هستم.
ساعت 5 مزار عباس دوران
همه هفته
ساعت 5 عصر دوشنبه




منتظرتون هستم.




نوع مطلب : تصویر، مذهبی، عشق، فرشتگان، فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 25 بهمن 1393 :: نویسنده : خلیل زارعی
آخر هفته گذشته برای من روزهایی بیاد ماندنی بود. روزهایی که شاید هیچوقت تکرار نشود.
با تعدادی از دوستان همکار تصمیم گرفتیم سفری به سوی گناوه داشته باشیم. قبلا پستی نوشته بودم با عنوان
دانش آموزان کلاس پنجم 14 سال پیش
که تونسته بودم پیداشون کنم. باهاشون تلفنی در ارتباط بودم. هر کدام برنامه ای رو آماده کرده بود برای حضورم در بینشان.
عصر سه شنبه 21 بهمن راهی گناوه شدیم. حدودا ساعت 8.30 به اونجا رسیدیم.
یکی از دانش آموزان قدیمی برای ما خانه ای را آماده کرده بود. هرچه نزدیک تر میشدیم استرسم بیشتر می شد. به خانه مورد نظر رسیدیم. اولین برخوردم با بهاره بود. 14 سال می گذشت. نمیدونستم چی بگم و چطور برخورد کنم. با کلماتی دست و پا شکسته سر و ته قضیه رو به هم آوردم.
بهاره خانم همه چی رو آماده کرده بود. خانه کامل بود.هیچ چیز کم نداشت.
شام خوردیم. جوجه کباب با متعلقات.

 
من خیال می کردم فقط همین وعده غذایی زحمتش با بهاره است اما...
تا آخر سفر ما اجازه نداشتیم حتی نان هم بخریم. بیچاره برای ما شاید بیش از 300 هزار تومان هزینه کرده بود.

میوه . نوشابه. دوغ. چایی. سبزی . نان . و هرچه برای اسکان لازم بود را آماده گذاشته بود.
چهارشنبه را اختصاص داده بودیم به خرید در گناوه. ظهر هم که برگشتیم خورش سبزی آماده بود. عصر بچه ها رو بردم گناوه و برگشتم جزیره خونه بابام.

ساعت 7 قرار گذاشته بودم خونه یکی دیگه از دانش آموزان قدیمی. ریحانه . قرار بود دخترا اونجا جمع بشن. وقتی رفتم هنوز نیومده بودند اما یکی یکی پیداشون شد.
بعضیا با شوهرشون اومده بودن.
چه لحظاتی بود. چقد خوشحال شدن. هر کدام خاطره ای تعریف می کرد. ریحانه هم با اینکه مریض بود خیلی زحمت کشیده بود. کلی شرمندش شدم. پس از دیدار با این عزیزان دوباره برگشتم به محل اسکان.
شام میگو بود. جاتون خالی. خیلی خوشمزه بود.
پنجشنبه صبح به بندرریگ رفتیم. بازار و اسکله.


  

بعد از اسکله هم سری به آرامگاه زدیم. و بر مزار برادرم فاتحه ای خواندیم.



ظهر دعوت یکی دیگه از دانش آموزان قدیمی بودیم.
سحر
ایشان هم سنگ تمام گذاشت. نمی دانم زحمتش رو چطور جبران کنم. غذا هم همون تن داز ماهی بود که در سفر سال گذشته خانه مادرم خوردیم.
بسیار خوشمزه. پدر سحر هم حضور داشت. خیلی خوشحال بودند. البته که ما فقط اسباب زحمت بودیم اما...
تعدادی از دخترا(مادرا) خبردار شدن و اومدن اونجا.
از خانواده سحر هم خداحافظی کردیم و به کنار دریا رفتیم و چند دقیقه ای هم خانه پدرم و شب دوباره برگشتیم محل اسکان.

بهاره قول داده بود ایندفه املت درست کنه ولی وقتی رسیدیم دیدیم شام دوباره مرغ و قارچ و....
بیچاره بهاره. هروقت ما نبودیم وسایل رو آماده می کرد غذا می پخت و می رفت. کارش رو تعطیل کرده بود به خاطر ما.
صبح جمعه از بهاره تشکر کردیم و خداحافظی.
بسوی برازجان حرکت کردیم. بچه ها رو در بازار رها کرده به خانه یکی دیگه از دانش آموزان قدیمی رفتم.
این یکی دیگه اصلا باورش نمی شد من رو دیده. منم همینطور.
چه لحظاتی بود برای من. همکارام اصلا باور نمی کردن.می گفتن ما فقط تو فیلمها چنین چیزهایی دیدیم.
ساعت 11 به سوی شیراز حرکت کردیم. در بین راه اطراف شهر کازرون توقفی داشتیم برای صرف ناهار.

ناهار خیلی ساده. نان و ماست. اما چه مزه ای داشت تو اون فضا.



در دشت ارژن هم شاهد بارش تگرگ بودیم . صحنه زیبایی از خلقت خداوند.
به شیراز رسیدیم و بچه ها هرکدام به سوی خانه های خود رفتند و سفر پایان پذیرفت.
اما...
یکی از عجایبی که برای خودم و همکارام جالب بود این بود:
من عادت داشتم آخر سال تحصیلی به دانش آموزام یک نامه و یک هدیه می دادم. در این سفر دخترا اون نامه را با خودشون آورده بودند. و هدیه ای که بهشون داده بودم.یک آینه کوچک. حتی بعضیا کاغذ کادوی هدیه را هم داشتند که برام واقعا عجیب بود. و این چیزی نبود بجز محبت این عزیزان نسبت به من.

اینم تصویر نامه:
 

واین هم آینه ای که به عنوان هدیه بهشون داده بودم.
 




نوع مطلب : تفریح، دوستان، خدمت، فرهنگی، عجایب، آمار، مراقبت، عشق، پیام ها و سخنان زیبا، تصویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 25 بهمن 1393 :: نویسنده : خلیل زارعی
هفته گذشته روز سه شنبه 21 بهمن ماه مراسم جشنی در مدرسه تیزهوشان ملاصدرا برگزار گردید.
در این جشن برنامه های متنوعی اجرا شد که شامل سرودهای انقلابی ، مسابقه ، نمایش ، موسیقی و اجرای زیبای مجری برنامه بود. این برنامه که حدودا 80 دقیقه به طول انجامید لحظات شادی را برای دانش آموزان به همراه داشت.
تصاویر منتخب این برنامه شاد را در زیر می بینید.
برای تماشای تصاویر روی آنها کلیک کنید.




   

   

   

   






نوع مطلب : تصویر، هنری، فرهنگی، اخبار مدرسه تیزهوشان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 25 بهمن 1393 :: نویسنده : خلیل زارعی
این مطلب را خانم رقیه محمودی از روستای جزیره شمالی بندر گناوه فرستاده است. ایشان کلاس پنج ابتدایی دانش آموز بنده بودند.14 سال پیش!!

باری تعالی زن را ریحانه خلق کرد و مرد را عماد.
زن را گلی برای مرد و مرد را ساقه ای برای زن آفرید.
زن به مرد جلال و شکوه بخشید و مرد به زن راست قامتی و ایستادگی و هر دو مایه آرامش هم شدند.

زن رنگ شد و عطر شد تا مرد خواستنی تر و دیدنی تر شود و مرد خار شد و ریشه تا زن از گزند باد و بید در امان باشد.
زن جلوه ی احساس شد و مرد نماد اقتدار

آنچه از موهبت حیا و عفت و حجب در کاسه زن ریخته شد بیش از مرد بود. به درون رگ مرد نیز رشک و تعصب و غیرت تزریق شد.
محبت ،عشق ،دلدادگی، وفاداری، زیبا دوستی و پاکدامنی نیز بین هر دو نیمه بشر به یک اندازه تقسیم شد.
زن در کلاس صبر و ناز و انتظار شاگرد اول شد و مرد در کلاس ....




ادامه مطلب


نوع مطلب : خدا، فرشتگان، عشق، پیام ها و سخنان زیبا، مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 19 بهمن 1393 :: نویسنده : خلیل زارعی
دیروز در مدرسه فرهنگیان برای دانش آموزان از شهیدان صحبت کردم.از جانفشانی هاشون. از اینکه رفتند تا ما راحت باشیم.
قرار شد عصر ساعت 5 به گلزار شهدا برویم. خیلی ها اعلام آمادگی کردند.
من ساعت 5 در دارالرحمه شیراز بودم و منتظر دانش آموزانی که قول داده بودن بیان.
اما کسی نیامد.
خیلی دلگیر شدم.
خودم رفتم مزار عباس دوران . فاتحه ای خواندم. بعد یه گشتی زدم در این گلزار مقدس.








در کنار فرشتگانی بودم که جانشان را در کف اخلاص گذاشتن تا من و امثال من در این مرز و بوم در آسایش باشیم.
گریه ام گرفت.
نه اینکه دلتنگ باشم یا غمگین.
ناراحت بودم. نه از دست بچه ها
ناراحت بودم که بیشتر ما نتوانسته ایم بفهمیم که اینان چه کسانی بودند و چه کار مهمی انجام دادند.
ناراحت بودم که عکس شهیدان عمل می کنیم.
خدا ما را ببخشد.
شهدا شرمنده ایم.
تصمیم گرفتم برگردم بسوی خانه که...
یه ماشین به طرفم آمد.بوق زد. نگاه کردم. بله... یکی از دانش آموزان به همراه پدرش آمده بود.
دانش آموز کلاس هفتم آقای زجاجی.
خیلی خوشحال شدم.
دوباره برگشتم و به همراه این دو عزیز در گلزار شهدا گشتی زدیم.
آقای زجاجی(پدر) از رشادتهای همرزمانش میگفت.
شهدای مسجد محلشان را معرفی میکرد.
از خصوصیات اخلاقی آنان تعریفها داشت.


بعد رفتیم بر سر مزار شهید سید جعفر ذاکری از اقوام نزدیک آقای زجاجی(فکر کنم پسر خاله اش)
در مورد این شهید هم حرفها داشت آقای زجاجی.
 نحوه شهادت سید را هم برای من و پسرش تعریف کرد.
خدایش بیامرزد.


اینم عکس یادگاری ما سه نفر.
متشکرم آقای زجاجی از تشریف فرماییتون.





نوع مطلب : تصویر، مذهبی، عشق، فرهنگی، دوستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 98 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


دبیر عربی مدارس ناحیه 3 شیراز
اینجا خانه توست. خوش اومدی. فقط حتما" نظر بده. فراموش نکنیا... دوستتون دارم.
------------------------------------
برای ارتباط با من:
در یاهو .... KHA484LIL50@YAHOO.COM
در چاپار مایل ... kHALILZ50@CHMAIL.IR

مدیر وبلاگ : خلیل زارعی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


 فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز



مشاهده جدول کامل لیگ برتر ایران
سایت مراجع تقلید

 آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله لطف الله صافی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله وحید خراسانی (مد ظله العالی ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جوادی آملی (مد ظله العالی ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جعفر سبحانی (مد ظله العالی)

جهت دریافت كد لوگوی مراجع كلیك كنید


خطاطی نستعلیق آنلاین